"اصفهانك" اسم يه گوشه از خيل گوشه هاي موسيقي ايرانه. توي رديف مثل خيلي از گوشه هاي ديگه، خيلي كوتاهه، ولي عجيب عمق داره. انگار يه شوري توي وجودت هست كه داره از همه جاي بدنت ميزنه بيرون، تمام وجودت داره با تمام وجود يه چيزي ازت طلب ميكنه و انگار داري فرياد ميزني، ولي كسي فريادتو نمي شنوه. مي فهمن يه چيزيت هست، ولي يه "ترس" غريبي توي اين گوشه هست كه نميذاره، همينجوري همه چيو فاش كني و بلاي منصور حلاج سرت بياد. شايد توي كل زندگيت چند تا از اين موقعيت ها بيشتر نداشته باشي، ولي هر وقت اين حس رو داشتي، ياد گوشه "اصفهانك" بيفت و بهش گوش كن، قول ميدم آرومت ميكنه.

پ.ن: اگه ميخوايد يه اصفهانك درجه يك گوش بديد، بريد نوار "قاصدك" مشكاتيان و شجريان رو گوش كنيد. دقيقا وقتي تصنيف قاصدك توي طرف دوم نوار تموم ميشه، مشكاتيان شروع ميكنه تكنوازي توي اصفهانك. يه بار اين تكنوازي رو توي بام سمنان گوش دادم رفتم فضا. اون شب باد هم مي اومد. خدا هم داشت حال ميداد و حس ترس و ابهام رو بيشتر مي كرد (از اون توجيه هاي پست قبلي!)