سالروز مرگ دكتر علي شريعتي

امروز 29 خرداد 92، سي و ششمين سالگرد مرگ دكتر علي شريعتيه. مرد بزرگي كه هنوز مثل خيلي از بزرگاي ديگه ايران به علل مختلف از جمله غرض ورزي هاي شخصي هنوز غريبه و مهجور، هم خودش و هم آثارش و هميشه يه عده سينه چاكش بودن و يه عده مخالف هاي تشنه به خونش و جالب تر اينه كه توي قشر روشنفكر و شبه روشنفكر هم آدمايي بودن كه از مخالف هاي سنتي و مرتجع هم بيشتر عليهش نوشتن و قلم زدن. شريعتي براي من با وحيد شروع شد. حدود سال 80-81 بود كه وحيد شروع كرده بود به خوندن كتاباش و من هم همراش شدم و با هم مجموعه آثارشو شروع كرديم به خوندن. براي خودم به شخصه كتاب "ابوذر، خداپرست سوسياليست" كه ترجمه دكتر بود خيلي جذاب بود. كتاب "آري اين چنين بود برادر" و "پدر، مادر، ما متهميم" هم كتابهايي بود كه خيلي به دلم نشست. اما الان خيلي وقته گذشته از اون دوران، ولي هنوز نگاهش و ايده آليست بودن و انقلابي بودنش رو تحسين مي كنم، با اينكه شايد اگه الان زنده بود و تجربه هاي الان رو مي ديد، توي افكارش تجديدنظر مي كرد.
يادش بخير، سال 88، اون مدتي كه براي دوره آموزش بازرسي آسانسور رفته بودم تهران، يه روز يه جا بازرسي داشتيم و با بازرس داشتيم برمي گشتيم شركت كه توي خيابون جمال زاده، چشمم به يه خونه قديمي و يه تابلو افتاد كه نوشته بود "خانه موزه دكتر شريعتي". دقيق يادم نيست ولي فكر كنم يه روز كه كارم تموم شد، رفتم طرف انقلاب و جمالزاده و ديدن خونه دكتر. ماشينش هنوز تو پاركينگ پارك بود. تمام وسايل خونه، لباس ها و اتاق كارش رو همونجوري گذاشته بودن واسه بازديد و چه سير و سياحتي كردم من اون روز.
انسان هاي بزرگي كه سعي به معني دادن به زندگي ما كردن، هيچ وقت نمي ميرن، شريعتي هم يكي از اونا بود. خدا رحمتش كنه.