ماجرای امضای من
همونجوری که هر کسی اسم داره، یه امضا هم داره. واسه یکی خیلی سادست و واسه یکی دیگه از بس خر تو خره، آدمو یاد نظریه آشوب میندازه. امضا نشونه هویت و استقلال فردی یه شخصه، مثل پرچم که نماد هویت و استقلال یه کشوره. بگذریم، روضه کمتر بخونم.
امشب بعد از اینکه توی یکی از همین پست های اخیر نوشتم که خیلی وقته توی دفتر وقایع روزانم چیزی ننوشتم، بهانه ای شد برم سمت این دفترهای پربها و به نوعی پرضرر.
آخرین باری که چیزی توی دفتر آخرم (دفتر ششم) نوشتم برمیگرده به تاریخ 15 اردیبهشت 92. یعنی دقیقا 8 ماه و 11 روز قبل. بعد رفتم سراغ دفاتر اولم. دیدم وقتی وقایع روزانه که تموم میشه، هر بار یه جوری تهشو امضا کردم. اما از یه جایی به بعد، امضای الانم شده امضایی که دیگه هیج وقت تغییر نکرده. دقیقا از تاریخ 4 اردیبهشت 83.
هیچ وقت دوست نداشتم کسی بدونه معنی این خط خط های امضای من چیه، ولی نمی دونم چرا دلم هیچ وقت برای هیچی طاقت نمیده. آخر مجبور شدم به امیر بگم. فقط و فقط امیر میدونه برای چی شکل امضای من اینجوریه. اینم از ماجرای امضای من.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:52 توسط وحيد
|