من و امیر

خوابم نمیاد
خدایا این حرف های دو نفره من و امیر رو از من نگیر
آمین!

پ.ن: ابی داره میخونه: ساده بودم مثل آینه.... و امیر میخواد چایی بیاره. ازم می پرسه چایی میخوری، میگم آره، میگه آب جوش نداریم، خوب پرسیدنت چیه دیگه؟!!

خزعبلات دو روزه

امروز و امشب هم شبی بود...
امشب برای اولین بار رفتم پیش یه متخصص اعصاب و روان. بگو کی؟
ساعت 11:30 شب از مطبش اومدیم بیرون.
انقدر خوش برخورد بود خانوم دکتر، آدم فکر میکرد داره با خاله خودش صحبت میکنه. 
قرص هامو گرفتم و بعد با امیر اومدیم خونه.
20 تومن پول ویزیت شد و 37 تومن پول داروها.
توی داروخونه با خانوم دکتر چقدر حرف زدیم.
امشب بعد از چند روز فراق با "تو"حرف زدم.
امشب زن داداش، شام مهمون خونمون بود.
دیشب رفتیم خونه عمو منصور. خونواده زن داداش اینا هم اومده بودن.
دیشب سه تار پدر زن داداش رو از امین گرفتم (هر چی زور زدم پول امین رو براش بریزم نتونستم)
دیروز حسن توی یگان، یه مهتابی خورد شده نصفه رو تو سر میثم خورد کرد.
امروز مثل پلنگ خوابیدم. از وقتی "تو" رفته بود، دیگه حس و حالی برام نمونده بود.
دیشب کلی عکس قدیمی رو از آلبوم های عکس عمو منصور اسکن کردم. منم خر این چیزام دیگه.
امشب یکی 37000 تومن پیاده شد. از دست تو سرهنگ!
امشب با امیر رفتیم و برای خودم یه فلش 8 گیگ و یه بلوتوث یو اس بی خریدم. 32 تومن هم اینجا پیاده شدم.
امیر کلا اخبار بد میده. عین کلاغ میمونه. شومه خاک بر سر، البته منم امروز و امشب دو تا خبر شوم برای او داشتم. یکیش اینه که احتمالا از 15 تا 27 اسفند، همه سربازهای یگان رو می برن برای اردوی راهیان نور و دومین خبر شوم که توی مطب دکتر به امیر دادم این بود که از 8 تا 10 بهمن هم در اختیار گردان قرارگاه سپاه استان هستیم. سرباز نبودید تا بدونید چه جور می......... (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
حوابم نمیاد. انگار نه انگار که راس ساعت هفت باید یگان باشم.
داروها رو از همین امشب شروع کردم. نمی دونم فاز گرفتم یا اثر داروهاست ولی کلا الان خوبم و میزون (یادمه اولین باری که رفتم عینک بخرم، یارو یه قاب بهم داد تست کنم، بهش گفتم آقا خوب می بینم با این، گفت اون شیشه معمولیه! شاید فاز گرفتم. نمی دونم خلاصه)
دلم میخواد اسرار هویدا کنم، یعد بیان منو مثل منصور حلاج بکشن (در این نمایش که من نقش منصور حلاج رو بازی میکنم، امیر نقش شبلی رو به عهده داره. سنگ نزنی بهم وقتی دارن منو دار میزنن امیر. دهنتو ....)
امشب فرشید بعد مدت ها زنگ زد. الحق که راست گفتن سلام گرگ بی طمع نیست. بعضی ها خیلی..... (خودتون پر کنید جا خالی رو)
از همه اینا گذشته، هیشکی معشوق آدم نمیشه... دلم همش پیش "تو"ئه.
دوست خوب نعمتیه ها. امیر خیلی چاکرتیم به مولا
بسه برای این دو روز...